مرتضى راوندى
153
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىخواندند و دربارهء آن بحث مىكردند ، غالبا از حوزهء عمّال و مأمورين دولتى خارج بودند . مع هذا چون اين كتب حكمتى دربارهء فنّ مملكتدارى وجود داشت و چون بعضى از وزرا و عمّال دولتى با مندرجات آنها آشنا بودند ، و چون اشخاصى مثل ابن سينا ، و نصير الدين طوسى و ابو على مسكويه و ابو ريحان بيرونى و خواجه نظام الملك و خواجه رشيد الدين فضل الله كه با حكمت و فلسفه آشنا بودند ، در امور دولتى دخالت مستقيم و غيرمستقيم داشتند . مىتوان گفت كه آن حكومتهاى استبدادى تا حدود 650 سال پيش از اين ، از تأثير عقايد فلسفى بر كنار نبود علت عمدهء انحطاط و تنزلى كه از آن به بعد در طرز حكومت و اوضاع و احوال جامعه ايرانى حاصل گرديد همين بود كه به تدريج فلسفه و حكمت منحصر به طلّاب علم شد و متصديان امور حكومتى از آن بىبهره گشتند . . . » « 1 » ساختمان فكرى و اهليت طبقات مختلف به نظر فارابى فارابى در مدينهء فاضلهء خود اساس كار را بر دين و اطاعت از رئيس و پيشوا قرار داده بود و مىگفت « خدايى كه مردم را آفريده است ايشان را مختلف ساخته است . برخى را براى فرمان دادن خلق كرده و تركيب ايشان به « طلا » آميخته و در كالبد بعضى ديگر « نقره » ريخته و ايشان بايد دستياران و جنگجويان باشند . ساختمان ديگران از اختلاط با قلع يا آهن است و كار ايشان زراعت و ساير حرف و صنايع بازارى و كشت و زرع خواهد بود ، در عينحال مىگفت ممكن است از مردمى كه از قلع يا مس ساخته شدهاند فرزندان سيمين يا زرّين متولّد شود بنابراين زعماى قوم بايد كمال مراقبت را مبذول دارند و هرگز طباع آهنين و برنجين را فرمانروايى ندهند كه مايهء تباهى ملك است . به اين ترتيب مىبينيم فارابى و ديگر حكما ، مردمان مملكت را به چهار طبقه تقسيم مىكردند كه فرماندهان و روحانيان و سپاهيان و كارگران باشند و نظير اين تقسيمات در خود ايران در عهد پادشاهان ساسانى وجود داشته است ، منتها با اين تفاوت كه در دوره ساسانيان به كسى حق و رخصت نمىدادند كه از طبقه پستتر به طبقه بالاتر داخل شود و حال آنكه معتقدين به آراء مدينهء فاضله قايل به انتخاب اهل استعداد بودند و مىگفتند كسانى كه در مرحله عمل و آزمايش استعداد و نيروى ذاتى خود را نشان دادهاند بايد قوهء فرماندهى و ادارهء مملكت را در دست گيرند ، چنين شخصى بايد اعضاى او كامل
--> ( 1 ) . مجتبى مينوى ، نشريه دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى ، دانشگاه آذرآبادگان ، شماره مسلسل 113 ، ص 23 به بعد .